تبلیغات
ای پادشه خوبان داد از غم تنهائی

ای پادشه خوبان داد از غم تنهائی
 

سر گشته ای به ساحل دریا،

نزدیك یك صدف،سنگی فتاده دید و گمان برد گوهر است ***

گوهر نبود - اگر چه - ولی در نهاد او،چیزی نهفته بود، كه می گفت

از سنگ بهتر است

جان مایه ای به روشنی نور، عشق، شعر،

از سنگ می دمید انگاردل بود  می تپید

اما چراغ آینه اش در غبار بود ***

دستی بر او گشود و غبار از رخش زدود،خود را به او نمود

آئینه نیز روی خوش آشنا بدید با صدا امید، دیده در او بست

صد گونه نقش تازه از آن چهره آفرید

در سینه هر چه داشت به آن رهگذر سپرد

سنگین دل، از صداقت آئینه یكه خورد آئینه را شكست


[ جمعه 9 دی 1390 ] [ 02:40 ق.ظ ] [ راز پنهان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ


آنسوی ناکامی ها
همیشه خدائی هست
که داشتنش
جبران تمام نداشته هاست
نویسندگان
لینک های مفید
لینک دوستان
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

----------------------------