تبلیغات
ای پادشه خوبان داد از غم تنهائی

ای پادشه خوبان داد از غم تنهائی
 

هر شب وقتی که آخرین عابر هم

از کوچه پس کوچه های شهر

به خانه می خزد و آخرین چراغ هم خاموش می شود

یاد تو زیر پوست تنم جوانه می زند

و خاطرت مرا سر سبز می کند

چنان بی تاب می شوم

که دلم برای لحظه ای دیدار

بی صبر و بی قرار

گوش کن تیک تاک ساعت

آمدن و رفتن ثانیه ها را خبر می دهد

چه بی درنگ می ایند

و چه پر شتاب می روند

می ایند تا آهسته آهسته مرا از تو دور تر سازند

و می روند تا ذره ذره

گرمی این آتش افتاده به جانم را با خود ببرند

چه خیال باطلی چه سعی بیهوده ای

از این همه کوشش بی حاصل

چرا خسته نمی شوند


[ جمعه 7 بهمن 1390 ] [ 06:45 ق.ظ ] [ راز پنهان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ


آنسوی ناکامی ها
همیشه خدائی هست
که داشتنش
جبران تمام نداشته هاست
نویسندگان
لینک های مفید
لینک دوستان
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

----------------------------