تبلیغات
ای پادشه خوبان داد از غم تنهائی

ای پادشه خوبان داد از غم تنهائی
 

همه می پرسند

چیست در زمزمه مبهم آب

چیست در همهمه دلکش برگ

چیست در بازی آن ابر سپید، روی این آبی آرام بلند

که ترا می برد این گونه به ژرفای خیال

چیست در خلوت خاموش کبوترها

چیست در کوشش بی حاصل موج

چیست در خنده جام

که تو چندین ساعت، مات و مبهوت به آن می نگری

نه به ابر، نه به آب، نه به برگ

نه به این آبی آرام بلند

نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام

نه به این خلوت خاموش کبوترها

من به این جمله نمی اندیشم

من مناجات درختان را هنگام سحر

رقص عطر گل یخ را با باد

نفس پاک شقایق را در سینه کوه

صحبت چلچله ها را با صبح

نبض پاینده هستی را در گندم زار

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل

همه را می شنوم؛ می بینم

من به این جمله نمی اندیشم

به تو می اندیشم


[ جمعه 28 بهمن 1390 ] [ 01:45 ق.ظ ] [ راز پنهان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ


آنسوی ناکامی ها
همیشه خدائی هست
که داشتنش
جبران تمام نداشته هاست
نویسندگان
لینک های مفید
لینک دوستان
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

----------------------------